ايرج افشار

114

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

جهانگردى هامون‌نوردى به آن شكل و شمايل در زمان پيدا نشده - به رسم پيشكش گذرانيد . و بر تلو او اميرين كبيرين امير هداية الله بيك و امير عناية الله « 1 » بيك كه تا فرقدان بر چرخ مينا در مسند [ a 17 ] رفعت و علوّ متمكن‌اند دو برادر به اين فرّ و شكوه در عرصهء زمين بر مسند جاه و حشمت ننشسته ، و تا تؤامان در آسمان از اديب عطارد تعلّم دقايق و لطايف « 2 » سخنورى مىنمايد دو جوان به اين استعداد و سخندانى در بسيط هامون پيدا نشده ، با فوجى آراسته و لشكرى پيراسته در محل مقرّر زانو زده زمين عبوديّت به لب ادب مقبّل گردانيدند و طوطى زبان را به دعا و ثناء حضرت سلطانى گويا ساختند . شعر كه اى شاه دين‌دار عالم‌پناه * به حق بر شهان جهان پادشاه سزاوار تخت سليمان تويى * شهان جمله جسمند و جانشان تويى تويى وارث ملك بايندرى * نمودارى از كسرى و قيصرى چه گفتم تويى ميوهء باغشان * دهد ميوه آرى ز اصلش نشان به صورت شجر باشد اصل ثمر * ولى عكس گويند اهل نظر كه تا باغبان ميوه نارد به دل * كجا مىنهد شاخ در آب و گل نخستين فطرت پسين شمار * تويى ، خويشتن را به بازى مدار سر سروران خاك راه تو باد * فراز فلك تكيه‌گاه تو باد بعد از آن امير اكرم و شهريار اعظم « 3 » ملاذ اصحاب السيف و ارباب القلم « 4 » اخى شهاب الدّين شهريار كه در جودت ذهن و حدّت طبع و كرم ذاتى و مكارم اخلاقى مشهور بر آفاق است با جمعى كثير و جمّى غفير « 5 » از مردان دلاور و دليران لشكر : يكصد و ده سوار ، پوشن‌پوش « 6 » سى نفر ، تركش‌بند و قلغچى « 7 » چهل نفر به معرض

--> ( 1 ) . ط : الله ندارد ( 2 ) . ط : ندارد ( 3 ) . ط : معظم ( 4 ) . ط : ارباب العلم ( 5 ) . ط : جمّى غفير ندارد ( 6 ) . ط : جوشن‌پوش ( 7 ) . ط : قلقچى